پرش به محتوا

تاریخ جنبش‌های اجتماعی

تجربه شیلی (بخش سی‌ و هفتم)

 

موریانه‌های فساد

هنگامی که زمان حساب‌کشیدن از حکومت نظامی شیلی فرا رسید، مخالفان برای شروع روی آسیب‌پذیرترین جناح پینوشه انگشت گذاشتند: فساد مالی همسر، فرزندان و اطرافیان او. افشاگری‌های بسیاری صورت گرفت و پرونده‌های متعددی گشوده شد، از جمله درباره فرار مالیاتی و عدم پرداخت مالیات توسط شرکت‌های زیر نظر خانواده پینوشه. در ایران که به گواه کارشناسان ۷۰ درصد اقتصاد کشور تحت سلطه نهادها و شرکت‌های وابسته به بیت رهبری است نیز این نهادها از مالیات معاف‌اند یا به شیوه‌های مختلف از زیر بار پرداخت مالیات به دولت شانه خالی می‌کنند.

                                                                                     خانواده پینوشه. مارکو آنتونیو (مرکز تصویر) با اتهام قاچاق مواد مخدر محکوم شد.

خانواده مقامات هم در پرونده‌های اقتصادی نقش اصلی را دارند. مثلاً به شیوه مرسوم که همسران سیاستمداران برجسته به فعالیت‌های خیریه می‌پردازند، در کشورهای دیکتاتورزده این حوزه عام‌المنفعه هم به جولانگاه زد و بندهای مالی بدل می‌شود. چنان که در سوریه «اسماء اسد» همسر بشار، مسئول خیریه‌ای به ظاهر غیرحکومتی بود و کمک‌های آژانس‌های سازمان ملل (مثل یونیسف) را به نفع هواداران حکومت جذب می‌کرد، در ایران هم همسران کسانی چون محمد باقر قالیباف یا ابراهیم رئیسی تحت پوشش مؤسسات خیریه رسوایی‌های مالی بسیاری را رقم زدند. در شیلی، این حوزه زمین بازی «لوسیا هیریارت» همسر پینوشه بود.

دختر و پسرهای ژنرال هم هر کدام فعالیت اقتصادی گسترده‌ای داشتند. عمده پرونده‌هایی که بعدتر علیه آن‌ها افشا شد به دلالی، رشوه‌خواری و کمیسیون‌گرفتن از قراردادهای تجارت سلاح و همچنین قاچاق اسلحه مربوط می‌شد. رژیم پینوشه که حیات خود را در نظامی‌گری می‌دید، مثل جمهوری اسلامی صنایع تسلیحاتی را گسترش داد و ضمن خرید سهام شرکت‌های تولید موشک در انگلستان، به صادرکننده اسلحه بدل شد. به نوشته هرالدو مونیز وزیر خارجه دولت پس از گذار، پینوشه با معاملات تسلیحاتی در جنگ ایران و عراق سود زیادی برد. یک تاجر شیلیایی به صدام بمب خوشه‌ای فروخته بود و پینوشه در شرکت اسلحه‌سازی‌اش «فامائه» کپی همان بمب‌ها را برای ایران ساخت. اما کپی‌ها عملکرد مناسبی نداشتند و وقتی با انفجار یکی از بمب‌ها در آسمان یک فانتوم ایران از دست رفت، رژیم پینوشه به عنوان غرامت پیشنهاد فروش 15 فروند جت جنگنده اف-15 با شرایط اوکازیون را مطرح کرد. البته نیروی هوایی شیلی مخالف بود و در سپتامبر ۱۹۸۷ که کلنل «کارلوس کاردوئن» رئیس شرکت فامائه می‌خواست برای جوش‌دادن معامله به تهران سفر کند، توسط یک گروه زیرزمینی ملی‌گرا ربوده شد. او سه ماه بعد در برزیل آزاد شد و بعدها در مصاحبه‌ای گفت: «پینوشه اجازه فروش سلاح به ایران را صادر کرد، چون انگیزه‌های اقتصادی… و کمیسیون‌هایی وجود داشت.» (سایه دیکتاتور، ص ۳۹۸ و ۳۹۹)

همکاری نزدیک حکومت‌های ایران و شیلی در حالی اتفاق می‌افتاد که روابط دو کشور از زمان انقلاب ۵۷ ظاهراً قطع بود. جنگ طولانی ایران و عراق به مرحله حساسی رسیده بود و سپاه پاسداران خلاف شعارهای بنیادینش، در پشت پرده از آمریکا (ماجرای ایران- کونترا) یا حتی اسرائیل هم سلاح می‌خرید. یکی از مشهورترین وابستگان حکومت که با دلالی اسلحه به ثروتی بی‌حساب دست پیدا کردند «محسن رفیق‌دوست» است. این دلال سپاهی که با رانندگی اتومبیل روح‌الله خمینی در روز بازگشت او به ایران به شهرت رسید، بارها در خاطراتش به مدیریت و تأمین مالی عملیات‌های تروریستی بین‌المللی و همچنین خرید مخفیانه اسلحه و بمب و موشک اعتراف کرده. در سال‌های روزنامه‌نگاری، در مجله‌ای کار می‌کردم که به یکی از پسران رفیق‌دوست تعلق داشت. او هم مثل پدر و سایر اعضای خانواده، تاجر بود و همه‌جور کاری می‌کرد: از اجاره تابلوهای تبلیغاتی و انحصار برند «بیک» که پس از انقلاب مصادره شده بود، تا واردکردن کایاک (قایق‌های تک‌نفره) تیم ملی که فدراسیون قایقرانی به دلیل تحریم‌ها امکان تهیه‌شان را نداشت!

این‌دست تجارت‌ها فقط با رانت حکومتی ممکن می‌شوند. پس با چنین پشتگرمی بزرگی، «آقازاده‌ها» معمولاً وقت‌شان را با تجارت‌های کوچک تلف نمی‌کنند. چنان که پسران «علی شمعخانی» سردار سپاه و مشاور سیاسی خامنه‌ای، به بهانه تحریم‌ها انحصار فروش نفت ایران را به دست گرفته و صاحب ناوگان بزرگی از نفتکش‌ها شدند، یا نگاه کنید به گزارش‌های مختلفی که بر نقش فرزندان شخصیت‌های سیاسی در شبکه‌های قاچاق و به‌ویژه تجارت مواد مخدر تأکید می‌کنند. با وجود افشاگری‌های متعدد، هنوز بسیاری از فعالیت‌های این مافیای اقتصادی- سیاسی بر ما پوشیده است. در شیلی هم زمزمه‌ها وقتی به امر مسلم بدل شد که اسناد و شهادت‌ها در دادگاه مورد رسیدگی قرار گرفتند. به عنوان نمونه: «مانوئل کونترراس» رئیس پلیس‌مخفی در یک بازپرسی افشا کرد که پینوشه و پسر کوچکش «مارکو آنتونیو» از تولید و قاچاق کوکائین ثروت غیرقانونی به دست آورده‌اند. در ژوئیه ۲۰۰۶ علنی شد که عملیات تولید مواد مخدر تحت نظر «یوجینو بریوس» انجام می‌شده؛ شیمی‌دانی که برای پلیس‌مخفی کار می‌کرد و وقتی سال ۱۹۹۱ برای بازجویی درباره پرونده دیگری احضار شد، ناپدید شد. جسد او چهار سال بعد در اروگوئه پیدا شد. (سایه دیکتاتور، ص ۳۸۵ و ۴۰۰)

                                                                                                                           مارکو آنتونیو در راه دادگاه

حکومت جمهوری اسلامی که با شعارهای آرمانی و اخلاقی تأسیس شده بود، از همان ابتدا گرفتار معضل رانت و فساد نسل اول انقلابیون بود. برادر محسن رفیق‌دوست معروف‌ترین چهره‌ای بود که در دهه شصت با اتهام اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی به زندان افتاد. اما موریانه‌های اصلی که به تدریج به تمام منابع کشور چنگ‌اندازی کردند و پایه‌های سیستم را جویدند، فرزندان آن‌ها بودند. آقازاده‌ها که با عنوان «یقه سفیدها» هم شناخته می‌شوند، علاوه بر رانت حکومتی از مصونیت قضایی هم برخورداند. تا آنجا که حکومت در رسیدگی به پرونده‌های فساد، بیشتر با افشاکنندگان فساد برخورد می‌کند تا خود متهمان! طبق نگاه ایدئولوژیک حکومت، چنین پرونده‌هایی باید به صورت محرمانه رفع و رجوع شوند تا آتو به دست مخالفان نیفتد. دستگاه تبلیغاتی حکومت برای سرپوش‌گذاشتن بر موارد فساد، به جمله‌ای از خمینی استناد می‌کند که گفته بود: «حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر – ولو امام عصر باشد- اهمیتش بیشتر است.»

این ورطه زمانی هولناک‌تر می‌شود که بدانیم در فتواهای خامنه‌ای که مبنای شرعی بعضی قوانین است، افشای چنین فسادهایی حرام اعلام شده. رهبر جمهوری اسلامی سال ۱۳۹۲ در پاسخ به این سوال که: آیا بیان ظلم یا خیانت بعضی از مسئولین در برابر مردم جایز است؟ فتوا داد: «گزارش‌دادن ظلم به مراکز و مراجع مسئول برای پی‌گیری و اطمینان نسبت به آن اشکال ندارد. ولی بیان آن در برابر مردم وجهی ندارد، بلکه اگر موجب فتنه، فساد و تضعیف دولت اسلامی شود حرام است.»

و همان‌طور که از قدیم گفته‌اند «دروغ، دروغ می‌زاید» در پی زیر پا گذاشتن حقیقت، سلسله‌ای از دروغ‌ها برای توجیه آن زاده می‌شود. پینوشه که رقم دارایی‌هایش در بانک‌ها و حساب‌های مخفی خارجی قابل محاسبه نبود، تلاش می‌کرد در رسانه‌ها خود را بری از هر فساد نمایش دهد و به قول مونیز: «همیشه از شرایط ریاضت‌کشانه‌اش صحبت می‌کرد و از فقر می‌نالید. او در مصاحبه‌ای با راکوئل کوررا در ۱۲ سپتامبر ۱۹۹۳ گفت: “من مثل همیشه پول زیادی ندارم.” در حالی که حساب‌های مخفی بسیاری در آمریکا تا سوئیس داشت. وقتی در لندن بازداشت بود، همسرش لوسیا گله کرد که مجبور شدند برای پرداخت هزینه‌های خانه و پزشکی و قضایی شروع به فروختن “چیزهای کمی که در خانه داشتند” کردند.» (سایه دیکتاتور، ص ۳۹۱)

در تبلیغات هواداران حکومت اسلامی هم درست همین ادعاها در مورد زندگی علی خامنه‌ای مطرح می‌شود. مثلاً سال ۱۳۸۸ «احمد مروی» یکی از معاونان دفتر رهبری مدعی شد خامنه‌ای در خانه‌اش مبل نداشته و فقط یک فرش دارد که جهیزیه همسرش بوده و باقی خانه با موکت پوشیده شده. همچنین ادعا می‌شود که فرزندان رهبر اسلامی در خانه اجاره‌ای زندگی می‌کنند، هزینه‌های بیت او را دوستان و علاقه‌مندانش می‌پردازند و از همه مضحک‌تر اینکه وقتی همسرش سه روز در خانه نبوده، سید علی با یک ظرف حلوا شکم خود را سیر کرده است.

 

معرفی فیلم: پرونده پینوشه

با تماشای مستند «The Pinochet Case» به استقبال موضوع بازداشت و تلاش برای محاکمه آگوستو پینوشه برویم. این فیلم که سال ۲۰۰۱ در گرماگرم ماجرای تعقیب قضایی پینوشه و سایر عوامل دوران دیکتاتوری ساخته شده، یکی دیگر از ساخته‌های پاتریشیو گوسمان است که چند اثر دیگر او را نیز در این سلسله مطالب معرفی کردیم. گوسمان در مصاحبه با فعالان و مبارزان ملی، لزوم اجرا شدن عدالت و محاکمه جنایتکاران علیه بشریت را بررسی می‌کند. چیزی به پایان روایت «تجربه شیلی» نمانده و در بخش‌های باقی‌مانده درباره رفراندوم و سقوط دیکتاتوری پینوشه می‌خوانید.