پرش به محتوا

زندگینامه

درباره شیرین عبادی

شیرین عبادی در ۳۱ خرداد ۱۳۲۶ برابر با ۲۲ ژوئن ۱۹۴۷در همدان، در خانواده‌ای تحصیل‌کرده و اهل فرهنگ به دنیا آمد. او حقوق‌دان، قاضی پیشین، وکیل دادگستری، مدرس دانشگاه، نویسنده، فعال برجسته‌ی حقوق بشر و از بنیان‌گذاران کانون مدافعان حقوق بشر، انجمن حمایت از حقوق کودکان و بنیاد شیرین عبادی است. عبادی نخستین زن ایران و نخستین زن مسلمان در جهان بود که جایزه‌ی صلح نوبل را دریافت کرد و همچنین نخستین زنی بود که در تاریخ قضایی ایران به مقام ریاست دادگاه رسید؛ جایگاهی که پس از انقلاب ۱۳۵۷ از او سلب شد.

والدین و خانواده

پدرش، محمدعلی عبادی، استاد حقوق تجارت، نویسنده‌ی کتاب «حقوق تجارت»، رئیس اداره‌ی ثبت همدان و از چهره‌های لیبرال و منتقد سیاسی پس از کودتای ۲۸ مرداد بود. او پس از برکناری دکتر مصدق، برای مدتی از سمت دولتی خود برکنار شد و در فروردین ۱۳۷۰درگذشت.
مادرش مینو یمینی، خانه‌دار بود و بخش عمده‌ی وقت خود را صرف تربیت چهار فرزند خانواده، سه دختر و یک پسر، کرد. به گفته‌ی عبادی، در این خانواده هیچ تبعیضی میان دختران و پسران وجود نداشت.
خانواده‌ی عبادی، زمانی که او نوزاد بود از همدان به تهران مهاجرت کردند. او تحصیلات ابتدایی را در دبستان «گیو» و دوران متوسطه را در مدارس «انوشیروان دادگر» و «رضا شاه کبیر» در تهران گذراند.

زندگی شخصی و خانواده

عبادی در سال‌های آغاز به کار قضایی ازدواج کرد. همسرش، جواد توسلیان، مهندس برق بود. آن‌ها صاحب دو دختر به نام‌های نگار و نرگس شدند.
نگار متولد ۱۳۵۹ است. او تحصیلات خود را در دانشگاه صنعتی شریف تهران، دانشگاه مک‌گیل کانادا و دانشگاه جورجیا در آمریکا تا مقطع دکترا ادامه داد و هم‌اکنون در کالیفرنیا در حوزه‌ی صنعت و تکنولوژی مشغول به کار است.
نرگس نیز متولد ۱۳۶۱ است. او تحصیلات خود را در رشته‌ی حقوق در دانشگاه شهید بهشتی تهران، سپس دانشگاه مک‌گیل کاناد و دانشکده‌ی مطالعات شرقی و آفریقا، دانشگاه لندن (SOAS University of London) تا مقطع دکترا ادامه داد. او امروز گزارش‌گر و روزنامه‌نگار است و در تلویزیون ایران اینترنشنال فعالیت می‌کند.
در آستانه‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸، شیرین عبادی برای شرکت در کنفرانسی به اسپانیا سفر کرد. او که برای سفری کوتاه برنامه‌ریزی کرده بود، بدون آمادگی برای کوچ دائمی و اجباری از ایران خارج شد. با این وجود پس از اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات و سرکوب و کشته‌شدن معترضان، دیگر موفق به بازگشت به ایران نشد و تصمیم گرفت فعالیت‌های خود را در خارج از کشور ادامه دهد.
در واکنش به این موضوع، دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی همسر و خواهر او را بازداشت کرد. جواد توسلیان تحت فشار مضاعف بازجویان عبادی، وادار به اعتراف تلویزیونی شد. مدتی بعد این زوج با توافق از یکدیگر جدا شدند.
عبادی از اواخر سال ۱۳۸۸ در تبعید و در لندن زندگی می‌کند و محل اقامت اصلی او بریتانیاست.

تحصیلات دانشگاهی و ورود به دستگاه قضایی

عبادی در سال ۱۳۴۴ وارد دانشکده‌ی حقوق دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۴۷ در رشته‌ی حقوق فارغ‌التحصیل شد. او پس از اخذ مدرک کارشناسی به تحصیلاتش در مقطع کارشناسی ارشد در رشته حقوق خصوصی ادامه داد.  
پس از گذراندن یک دوره‌ کارآموزی شش‌ماهه و موفقیت در آزمون‌های صلاحیت قضایی، به عنوان قاضی در دستگاه قضایی ایران مشغول به کار شد و از سال ۱۳۴۸ به سرعت مدارج ترقی را طی کرد و در سال ۱۳۵۴ عبادی به عنوان نخستین زن و جوان‌ترین فرد، به ریاست شعبه‌ی ۲۴ دادگاه شهرستان تهران رسید.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، شیرین عبادی و سایر قضات زن به دلیل ممنوعیت‌ها و تبعیض‌های جدید از مقام‌های خود برکنار شدند. سیستم جدید قضایی، پس از خلع عبادی از مقام قضاوت، ابتدا او را به عنوان منشی در همان دادگاهی که پیش‌تر ریاست آن را بر عهده داشت منصوب کرد. سپس برای قضات زن از عنوان «کارشناس حقوقی» استفاده شد، اما عبادی این تنزل و تبعیض را نپذیرفت و تصمیم به بازنشستگی زودهنگام گرفت.
پس از بازنشستگی اجباری و به‌دنبال تغییر ساختار کانون وکلا و قرار گرفتن آن زیر سیطره‌ی قوه‌ی قضاییه، درخواست صدور پروانه‌ وکالت او بارها رد شد تا این که سرانجام در سال ۱۳۷۱ موفق به دریافت پروانه شد و دفتر وکالت خود را افتتاح کرد. شیرین عبادی تا سال ۱۳۸۸ و پیش از خروج از ایران، در کنار فعالیت‌های حقوق بشری، در ایران به حرفه‌ی وکالت اشتغال داشت.

دکتر شیرین عبادی

انتشارات

مواضع شیرین عبادی در مصاحبه‌ها، اطلاعیه‌ها و سخنرانی‌هایش در مجامع بین‌المللی و دانشگاهی به طور روشن بیان می‌شود. او مخالف سرسخت استبداد است و از چهره‌های اپوزیسیون جمهوری اسلامی محسوب می‌شود. او در مواضع اخیرش به‌ویژه پس از خیزش زن، زندگی، آزادی بر اتحاد نیروهای مخالف رژیم حاکم بر ایران تأکید می‌کند و معتقد است بدون اتحاد جریان‌های سیاسی، عبور از جمهوری اسلامی ممکن نیست. عبادی در واکنش به جریان‌های پادشاهی‌خواه و جمهوری‌خواه، خود را «ایران‌خواه» معرفی می‌کند و در عین حال به نشست‌ها و برنامه‌های سیاسی هر دو طرف دعوت می‌شود.
عبادی در حوزه‌ی زنان و ارتباط آزادی آنان با برقراری دموکراسی می‌گوید «آزادی و برقراری دموکراسی بدون آزادی زنان غیرممکن است» و برابری زن و مرد در جامعه را شرط بدیهی ایجاد تغییر در ایران می‌داند.
او همچنین بر برابری حقوق اقوام و اتنیک‌های ایران تأکید دارد و در سال‌های گذشته بخش عمده‌ای از فعالیت‌های بنیادش را به تسهیل دسترسی شهروندان با زبان‌های ترکی، کردی، عربی و بلوچی به محتوای حقوقی و آموزشی اختصاص داده است.
عبادی معتقد است جمهوری اسلامی اصلاح‌ناپذیر است و نبود حکومت قانون و فقدان عدالت را کانون این استدلال قرار می‌دهد. او همچنین در حوزه‌ی حقوق بشر، به طور مداوم بر آیین دادرسی عادلانه، منع شکنجه، مخالفت با اعدام و خطر ناپدید شدن بازداشت‌شدگان تأکید می‌کند و معتقد است زندانیان کمتر شناخته‌شده باید بیشتر از دیگران حمایت شوند و نام‌شان با صدای بلندتری تکرار شود.

عبادی از دهه‌ی ۱۳۷۰ نقش فعال و مستقیمی در ایجاد و هدایت نهادهای مدنی و حقوق‌بشری در ایران ایفا کرد. او مدتی در حوزه‌ی نشر فعالیت کرد و انتشاراتی به نام «نشر کانون» تأسیس کرد، اما به دلیل مخالفت با فساد پشت‌پرده‌ی کاغذ دولتی مجبور شد این فعالیت را خاتمه دهد. با این وجود عمده‌ی فعالیت‌های او در حوزه‌ی هدایت نهادهای مدنی و حقوق‌بشری بود؛ از جمله:

  • تأسیس انجمن حمایت از حقوق کودکان در سال ۱۳۷۳ برابر با ۱۹۹۵ میلادی؛
  • تأسیس کانون مدافعان حقوق بشر در سال ۱۳۸۱ برابر با سال ۲۰۰۱ میلادی و ریاست آن تا پیش از تعطیلی اجباری دفتر در تهران؛
  • تأسیس انجمن مشارکت در پاک‌سازی مین در سال ۱۳۸۴ برابر با سال ۲۰۰۵ میلادی و ریاست آن؛
  • تأسیس بنیاد شیرین عبادی در سال ۱۳۸۳ برابر با سال ۲۰۰۴
  • همکاری با چند زن دیگر برنده‌ی نوبل صلح برای تأسیس «ابتکار زنان نوبل» در سال ۱۳۸۵ (۲۰۰۶)؛ بعدها سایر برندگان نوبل صلح نیز به این شبکه افزوده شدند.
  • اجرای پروژه‌های مشترک با دفتر یونیسف در ایران در حوزه‌ی حقوق کودک و برگزاری دوره‌های آموزشی رایگان درباره‌ی حقوق کودک و آموزش عمومی حقوق بشر و حقوق زنان.

عبادی پس از دریافت پروانه‌ی وکالت در سال ۱۳۷۱، دفتر وکالت خصوصی خود را با تمرکز بر پرونده‌های حقوق بشری تأسیس کرد. او به‌ویژه در حوزه‌ی حقوق زنان و کودکان و دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی فعال بود.
از مهم‌ترین پرونده‌هایی که او وکالتشان را برعهده داشت می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • پرونده‌ی زهرا کاظمی، روزنامه‌نگار ایرانی-کانادایی که در زندان اوین کشته شد؛
  • پرونده‌ی پروانه و داریوش فروهر، دو فعال سیاسی برجسته که در جریان قتل‌های زنجیره‌ای به قتل رسیدند؛
  • پرونده‌ی عزت ابراهیم‌نژاد، دانشجوی کشته‌شده در حوادث کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸؛
  • پرونده‌ی زهرا بنی‌یعقوب، پزشک جوانی که در بازداشتگاهی در همدان کشته شد؛
  • وکالت هفت تن از رهبران جامعه‌ی بهائیان در ایران؛
  • وکالت برخی نویسندگان و روزنامه‌نگاران مستقل از جمله عباس معروفی، فرج سرکوهی و حبیب‌الله پیمان در مواجهه با توقیف نشریات و فشارهای امنیتی؛
  • پرونده‌ی آرین گلشنی، کودکی که بر اثر شکنجه‌ی طولانی‌مدت از سوی پدر و نامادری‌اش جان باخت؛
  • پرونده‌ی لیلا، دختر نوجوانی که قربانی تجاوز گروهی شد و به قتل رسید. این پرونده به بحث گسترده درباره‌ی قصاص و حمایت از قربانیان خشونت جنسی در ایران دامن زد.

عبادی به طور خاص از دو پرونده‌ی آخر برای نقد قوانین حضانت، مجازات و تعریف «مصلحت کودک» در نظام حقوقی ایران استفاده کرد. اما سایر پرونده‌ها و بسیاری پرونده‌های دیگر او با حواشی قضایی و امنیتی فراوانی همراه بود.
برای نمونه در پی حوادث کوی دانشگاه تهران و قتل عزت ابراهیم‌نژاد، عبادی با موافقت امیر فرشاد ابراهیمی ویدئوی اعترافات ابراهیمی، عضو سابق انصار حزب‌الله، را ضبط و برای مقامات عالی کشور ارسال کرد؛ ویدئویی که در آن نقش برخی فرماندهان تندرو در سازمان‌دهی حملات و خشونت‌ها توضیح داده می‌شد. رسانه‌های حکومتی از این پرونده با عنوان «پرونده‌ی نوارسازان» یاد کردند.
حساسیت این پرونده تا جایی پیش رفت که عبادی دستگیر شد و نزدیک به یک ماه را در سلول انفرادی زندان اوین بازداشت بود. در پی فعالیت‌ها و به‌ویژه پرونده‌ی «نوارسازان»، دادگاه بدوی او را به یک‌ سال و نیم زندان محکوم کرد؛ این حکم در دادگاه تجدیدنظر تغییر کرد و به جزای نقدی تبدیل شد. این پرونده و بازداشت او توجه بین‌المللی را به وضعیت وکلای مستقل و مدافعان حقوق بشر در ایران جلب کرد.
فعالیت حقوقی عبادی به وکالت محدود نبود. او پس از تصویب قانون مجازات اسلامی جدید و تعیین دیه‌ی زن به نصف مرد، مقاله‌ای نوشت که در آن توضیح می‌داد بر اساس این قانون، دیه‌ی یک زن معادل دیه‌ی «یک بیضه‌ی مرد» محاسبه می‌شود. این اشاره‌ی صریح به تناقضات قانون، موجی از بحث و انتقاد برانگیخت و نمونه‌ای شناخته‌شده از نقد فمینیستی او به فقه رسمی شد.

عبادی علاوه بر قضاوت و وکالت، سابقه‌ی تدریس دانشگاهی دارد:

  • تدریس قانون تجارت در دانشگاه آزاد اسلامی تهران
  • تدریس حقوق شهری در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترای رشته‌ی شهرسازیِ دانشکده‌ی هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
  • تدریس حقوق زن در دانشکده‌ی علوم انسانی دانشگاه علامه طباطبائی
  • تدریس در دانشگاه توسان در ایالت آریزونا در ایالات متحده‌ی آمریکا

عبادی به مدت ۵ سال عضو هیئت‌مدیره‌ سازمان «گزارش‌گران بدون مرز» بود و نقش فعالی در دفاع از آزادی مطبوعات و روزنامه‌نگاران در سطح بین‌المللی داشته است.
در دی ۱۳۸۲، برابر با ژانویه ۲۰۰۴، هنگام شرکت در «فوروم اجتماعی جهان» در بمبئی، پیشنهاد کرد روزی به عنوان «روز جهانی عدم خشونت» نام‌گذاری شود؛ این روند بعدتر با تغییر تاریخ به ۲ اکتبر (زادروز گاندی) در سال ۱۳۸۶ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید.
او همچنین از حامیان جنبش «مادران داغدار» در ایران بود و زنان دیگر کشورها را دعوت کرد با پوشیدن لباس سیاه و تجمع‌های هفتگی در پارک‌ها، با مادران ایرانی همبستگی نشان دهند.

افتخاری که سنگین‌ترین هزینه‌ها را به دنبال داشت.
عبادی در آذر ۱۳۸۲ برابر با اکتبر ۲۰۰۳جایزه‌ی صلح نوبل را «به خاطر تلاش‌های پیشگامانه در راه دموکراسی و حقوق زنان و کودکان» دریافت کرد و به نخستین زن مسلمان و نخستین ایرانی برنده‌ی نوبل صلح تبدیل شد. او پیش از مراسم اسلو گفته بود که قصد دارد در این مراسم بدون روسری حاضر شود.
بازگشت او به تهران با استقبال گسترده‌ی مردمی در فرودگاه مهرآباد همراه بود و هزاران نفر با خواندن سرودهایی مانند «ای ایران» و «یار دبستانی» از او استقبال کردند.
عبادی مبلغ جایزه‌ی نوبل را (جز بخش کوچکی که برای هزینه‌ی تحصیل دخترانش کنار گذاشت) به ایران آورد. با بخشی از این مبلغ یک آپارتمان تهیه و آن را تجهیز کرد و در اختیار کانون مدافعان حقوق بشر قرار داد. بخش دیگری از این مبلغ به یک صندوق حمایت از خانواده‌ی زندانیان سیاسی اختصاص یافت.
اما پس از خروج عبادی از ایران در سال ۱۳۸۸، دولت جمهوری اسلامی پرونده‌ای علیه او گشود و عدم پرداخت مالیات را بهانه کرد؛ در صورتی که جوایزی مانند نوبل براساس قانون معاف از مالیات هستند.
در اقدامی بی‌سابقه، دولت علاوه بر مسدود کردن حساب‌ها، اموال و دارایی‌های عبادی را هدف گرفت؛ از جمله دفتر کانون مدافعان حقوق بشر، آپارتمان شخصی و یک باغ و برخی دارایی‌های دیگر، ارزیابی و برای فروش از طریق مزایده معرفی شد. صندوق امانات بانکی او، از جمله مدال و دیپلم جایزه‌ی صلح نوبل، از این توقیف گسترده و غیرقانونی در امان نماند.
مدال نوبل بعدتر و پس از اعتراض گسترده بین المللی کمیته نوبل و دولت نروژ به او بازگردانده شد، اما دیگر اقلام ضبط‌شده  و کلیه أموال او نه تنها هرگز مسترد نشد بلکه در فرایندی بسیار غیر شفاف به عنوان مزایده به فروش رسید.

شیرین عبادی شمار زیادی دکترای افتخاری دریافت کرده است و منابع مختلف تعداد آن‌ها را حدود ۲۶ عنوان ذکر کرده‌اند. از جمله دکترای افتخاری او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ۲۰۰۴
  • کالج ویلیامز (Williams College)، ایالات متحده آمریکا
  • دانشگاه لیژ (University of Liège)، بلژیک
  • دانشگاه براون (Brown University)، ایالات متحده آمریکا
  • دانشگاه بریتیش کلمبیا (University of British Columbia)، کانادا
  • دانشگاه مریلند، کالج پارک (University of Maryland, College Park)، ایالات متحده آمریکا
  • دانشگاه تورنتو (University of Toronto)، کانادا
  • دانشگاه سایمون فریزر (Simon Fraser University)، کانادا
  • دانشگاه کوچ (Koç University)، ترکیه
  • دانشگاه آکوریری (University of Akureyri)، ایسلند

  • ۲۰۰۵
  • دانشگاه کاتولیک استرالیا (Australian Catholic University)، استرالیا
  • دانشگاه سان‌فرانسیسکو (University of San Francisco)، ایالات متحده آمریکا
  • دانشگاه کنکوردیا (Concordia University)، کانادا
  • دانشگاه یورک (York University)، کانادا
  • دانشگاه یورک (University of York)، بریتانیا
  • دانشگاه ژان مولن لیون ۳ (Jean Moulin University Lyon 3)، فرانسه

  • ۲۰۰۷
  • دانشگاه لویولا شیکاگو (Loyola University Chicago)، ایالات متحده آمریکا
  • نیو اسکول (The New School)، ایالات متحده آمریکا

  • ۲۰۰۸
  • دانشگاه پواتیه (University of Poitiers)، فرانسه

  • ۲۰۰۹
  • دانشگاه مارکت (Marquette University)، ایالات متحده آمریکا

  • ۲۰۱۰
  • دانشگاه جنوا (University of Genoa)، ایتالیا
  • دانشگاه اروپا مادرید (Universidad Europea de Madrid)، اسپانیا

  • ۲۰۱۱
  • دانشگاه کمبریج (University of Cambridge)، بریتانیا

  • ۲۰۱۲
  • دانشکده مطالعات شرقی و آفریقایی، دانشگاه لندن (SOAS University of London)، بریتانیا

  • ۲۰۱۶
  • دانشگاه سزار والهو (Universidad César Vallejo)، پرو

  • ۲۰۱۸
  • دانشگاه لیدا (University of Lleida)، اسپانیا

  • ۲۰۲۶
  • دانشگاه میشیگان (University of Michigan)، ایالات متحده آمریکا

افتخارات و جوایز
  • ۱۹۹۶
  • تقدیر از سوی دیدبان حقوق بشر (Human Rights Watch) به‌عنوان ناظر حقوق بشر

  • ۲۰۰۱
  • جایزه رافتو (Rafto Prize)، نروژ

  • ۲۰۰۳
  • جایزه صلح نوبل، اکتبر ۲۰۰۳

  • ۲۰۰۴
  • جایزه بین‌المللی دموکراسی
  • جایزه وکیل سال
  • جایزه جیمز پارکس مورتون برای گفت‌وگوی بین‌ادیانی، مرکز بین‌ادیانی نیویورک
  • جایزه ۲۱ رهبر برای قرن بیست‌ویکم Women’s eNews، ایالات متحده آمریکا
  • انتخاب در فهرست ۱۰۰ زن قدرتمند جهان مجله فوربس
  • حلقه لایبنیتس هانوفر (Leibniz-Ring-Hannover)، باشگاه مطبوعاتی هانوفر، آلمان

  • ۲۰۰۵
  • جایزه آزادی، آلمان
  • جایزه شهروند صلح‌ساز UCI (UCI Citizen Peacebuilding Award)، دانشگاه کالیفرنیا، ارواین، ایالات متحده آمریکا
  • جایزه لوح طلایی (Golden Plate Award)، آکادمی دستاوردهای آمریکا، ایالات متحده آمریکا

  • ۲۰۰۶
  • نشان لژیون دونور در درجه فرمانده (Commandeur de la Légion d’honneur)، فرانسه

  • ۲۰۰۷
  • شهروند افتخاری سان سباستیانو آل وزوویو، ایتالیا، مارس ۲۰۰۷

  • ۲۰۰۸
  • جایزه مدارا (Toleranz-Preis)، آکادمی انجیلی توتسینگ، آلمان
  • انتخاب به‌عنوان یکی از ۱۵ قهرمان دموکراسی جهان از سوی A Different View

  • ۲۰۰۹
  • جایزه دفاع جهانی از حقوق بشر، سازمان International Service for Human Rights، لندن
  • جایزه صلح منهایی (Manhae Peace Prize)، کره جنوبی
  • جایزه پژوهشگران در معرض خطر (Scholars at Risk Award)، دوبلین، ایرلند
  • جایزه کرامت انسانی رولاند برگر (Roland Berger Human Dignity Award)، بنیاد رولاند برگر، آلمان
  • جایزه امنیت انسانی (Human Security Award)، شورای روابط عمومی مسلمانان (MPAC)، ایالات متحده آمریکا

  • ۲۰۱۰
  • جایزه بین‌المللی دموکراسی بن (Bonn International Democracy Award)، آلمان
  • جایزه حقوق بشر فلیکس ارماکورا (Felix Ermacora Human Rights Award)، اتریش
  • جایزه اکسودوس (Exodus Award)، لا اسپتزیا، ایتالیا
  • شهروند افتخاری پاریس، فرانسه
  • شهروند افتخاری جنوا، ایتالیا
  • جایزه Save the Children، اسپانیا

  • ۲۰۱۱
  • جایزه حقوق بشر دان و آروون فریزر (Don and Arvonne Fraser Human Rights Award)، سازمان The Advocates for Human Rights، ایالات متحده آمریکا
  • نام‌گذاری خیابانی در پواتیه، فرانسه به افتخار شیرین عبادی

  • ۲۰۱۲
  • جایزه ابن‌سینا (Avicenna Prize)، فرانکفورت، آلمان، مه ۲۰۱۲
  • جایزه تفاهم بین‌المللی و حقوق بشر، بنیاد Ulrich Zwiener، آلمان، مه ۲۰۱۲
  • شهروند افتخاری پوردنون، ایتالیا، مه ۲۰۱۲
  • جایزه یک عمر تلاش (Lifetime Achievement Award)، انجمن وکلای مسلمان، لندن، اکتبر ۲۰۱۲

  • ۲۰۱۳
  • جایزه حاکمیت قانون پروژه عدالت جهانی (World Justice Project Rule of Law Award)

  • ۲۰۱۵
  • جایزه Novi cives: Builders of Citizenship، جشنواره بین‌المللی تاریخ، بولونیا، ایتالیا، اکتبر ۲۰۱۵

  • ۲۰۱۶
  • شهروند افتخاری تورینو دی سانگرو، ایتالیا، مه ۲۰۱۶

  • ۲۰۱۷
  • مدال النور روزولت، نیویورک، اکتبر ۲۰۱۷

  • ۲۰۱۸
  • جایزه خوش‌بینان متعهد (Committed Optimists Award)، اسپانیا، مه ۲۰۱۸

  • ۲۰۲۶
  • جایزه مارکو بورادوری (Marco Borradori Prize – In tutto ciò che genera bellezza)، جشنواره بین‌المللی Endorfine، لوگانو، سوئیس، سپتامبر ۲۰۲۶، در تقدیر از فعالیت‌های حقوق بشری و دفاع از آزادی

  • موارد دیگر
  • جایزه رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران برای تألیف کتاب حقوق کودک
  • عضویت افتخاری در کانون وکلای اسپانیا

همچنین خیابان‌ها و فضاهای عمومی متعددی در شهرهای مختلف جهان به نام شیرین عبادی نام‌گذاری شده‌اند؛ از جمله در مون‌پولیه، پواتیه، شنُوْو (Chenôve)، سن‌ژان-دو-بوازو (Saint-Jean-de-Boiseau) و بسانکور (Bessancourt) در فرانسه و نیز در کلمبیا و اسپانیا.

قوانین جزایی، تهران ۱۳۵۱. منتشر شده توسط بانک ملی ایران (پروفسور رهنما؛ پروفسور عبدالحسین علی آبادی).

حقوق کودک؛ مطالعه‌ای در جنبه‌های حقوقی حقوق کودکان در ایران، ۱۳۶۶. ترجمه به انگلیسی توسط محمد ضمیران. منتشر شده توسط یونیسف، ۱۳۷۲.

حقوق پزشکی؛ تهران، ۱۳۶۸. منتشر شده توسط زوار.

کارگران جوان، تهران، ۱۳۶۹. منتشر شده توسط روشنگران.

قوانین حق نشر، تهران، ۱۳۶۹. منتشر شده توسط روشنگران.

حقوق معماری، تهران، ۱۳۷۱. منتشر شده توسط روشنگران.

حقوق پناهندگان، تهران، ۱۳۷۳. منتشر شده توسط گنج دانش. این کتاب به زبان انگلیسی ترجمه شده است.

تاریخچه واسناد حقوق بشر در ایران، تهران، ۱۳۷۳. منتشر شده توسط روشنگران. این کتاب به انگلیسی ترجمه شده است.

سنت و مدرنیته در نظام حقوق ایران، تهران ۱۳۷۵. نوشته محمد ضمیران، شیرین عبادی. انتشارات گنج دانش.

حقوق کودک تطبیقی ، تهران، ۱۳۷۶. انتشارات کانون. این کتاب توسط آقای حمید مرعشی به انگلیسی ترجمه و در سال ۱۹۹۸ توسط یونیسف در تهران منتشر شده است.

حقوق زن در قوانین ایران، تهران، ۱۳۸۱. انتشارات گنج دانش.

بیداری ایرانیان: سفر یک زن برای احیای زندگی و کشورش، ۱۳۸۵

قفس طلایی: سه برادر، سه انتخاب، یک سرنوشت، ۱۳۹۰

تا آزادی همه ما، آخرین خاطرات از وطنم، ۱۳۹۵ (این کتاب توسط نشر باران به فارسی نیز در سال ۱۳۹۷ چاپ شده)

مقالات

«حقوق کودک و خانواده»؛ مجموعه‌ای از مقالات منتشر شده در دایره‌المعارف ایرانیکا. منتشر شده توسط دانشگاه کلمبیا.

«حقوق والدین»؛ مقاله منتشر شده در مجله مطالعات تأثیرات اجتماعی بیوتکنولوژی. منتشر شده توسط CNRS، فرانسه.

«زنان و اشکال قانونی خشونت در ایران»؛ مقاله منتشر شده در مجله بنیاد ایران در پاریس در مورد خشونت.